على محمدى

264

شرح اصول استنباط ( فارسى )

اين روايات قصه است ؟ ! اگر فحص لازم نيست چرا حضرات معصومين اينها را بيان نموده‌اند ؟ ! و هدف چيست ؟ ) . سپس مصنف اشاره‌اى به قول ثالث يعنى تفصيل خودشان مىكنند و آن اينكه : نسبت به خصوص قرآن مجيد فحص لازم است و حق نداريم ابتدا بساكن به عام قرآنى عمل كنيم بدليل اينكه قرآن بر پيامبر و آل او و در آن بيوت شريفه و برآنها نازل گشته و خداوند قرآن را قرين ائمه و آنها را قرين قرآن قرار داده و حديث متواتر ثقلين داريم و نيز انما يعرف القرآن من خوطب به ، و نيز راسخين در علم قرآن آنانند و على ( ع ) فرموده : « هيچ آيه‌اى نيست در قرآن كه در شب يا روز ، در هر حالى و براى هركسى نازل شده باشد الّا اينكه من از آن آگاه هستم و لذا اين احتمال قوى است كه اى چه‌بسا ظهورات آن ، عموماتش و . . . همراه بوده با يك سلسله قرائن حاليه و اشارات شخصيه‌اى كه با ظهورات منافى بوده و ما از آن خبر نداريم و لذا نبايد بدون تفحص از آنها استفاده كنيم آرى وقتى در خود قرآن ( آيات الاحكام آن ) و در نصوص معصومين ( ع ) جستجو كرديم و مخصصى را براى عام قرآنى ، مقيدى را براى مطلقات آن ، شارحى را براى ظهورات و كليات آن نيافتيم البته مجاز خواهيم بود از اصالة العموم ، اصالة الاطلاق ، اصالة الظهور استفاده كنيم و با اطمينان خاطر بگوئيم : اگر مخصصى بود هر آينه ما آن را دريافت مىكرديم ، و ليس فليس ، و امّا نسبت به عمومات سنت و روايات شريفه مطلب فرق مىكند و آن اينكه : به عقيدهء ما خطابات سنت به همگان تا دامنهء قيامت است و همانطوريكه زراره مخاطب مستقيم به اين احاديث بوده ما نيز مخاطب مستقيم و مشافه هستيم و همانگونه كه اصحاب الائمه از اين ظواهر استفاده مىكردند ما نيز بدون معطلى حق داريم از اين ظواهر استفاده كنيم و مثل سنت و روايات بالنسبة به ما شيعيان كه در آن عصر نبوديم